الشيخ أبو الفتوح الرازي

306

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( بِيَحْيى ) * ، اسمى است لا ينصرف ، و سبب منع صرف علميّت است و وزن فعل ، و جماعتى اماله كنند و جماعتى به تفخيم خوانند ، و جمع او يحيون باشد چنان كه موسون و عيسون في جمع موسى و عيسى . و خلاف كردند كه چرا او را يحيى نام كرد . بعضى مفسران گفتند ، براى آن كه عاقرى مادر او [ او ] ( 1 ) نازايندگى او به او ( 2 ) زنده شد . اين قول عبد اللَّه عبّاس است ، و قتاده گفت : لأنّ اللَّه تعالى احيا قلبه بالايمان ، خداى تعالى [ دل ] ( 3 ) او ( 4 ) به ايمان زنده كرد . و بعضى دگر گفتند : براى آن كه خداى تعالى دل او به [ نبوّت زنده كرد . حسين بن فضل گفت : براى آن كه خداى تعالى دل او به ] ( 5 ) عصمت زنده كرد ، او هرگز معصيت نكرد و همّت و عزم معصيت نكرد ، و اين در خبر معروف بيامد از عبد اللَّه عبّاس از رسول - عليه السلام - كه گفت : يحيى زكريّا معصيت نكرد و همّت معصيت نكرد . و زين العابدين على بن الحسين را گفتند : جدّت را - امير المؤمنين را - فضيلتى گو ، گفت : مختصر گويم يا مطوّل ؟ گفتند : مختصر . گفت : ما هم بمعصية الله قط ، گفت : هرگز همّت نكرد كه خداى را بيازارد . ابو القاسم بن حبيب گفت : لأنّه [ 422 - ر ] استشهد فأحياه اللَّه . براى آن كه او را شهيد كردند ، و خداى تعالى وعده كرد كه شهيدان را زنده كند . بيانه قوله : بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، فَرِحِينَ ( 6 ) . و حسين على - صلوات اللَّه عليهما - چون از مكّه به كوفه مىشد ، به هيچ منزلى ( 7 ) فرود نيامد و الَّا حديث يحيى زكريّا و مقتل او كردى ( 8 ) ، روزى گفت : من هوان الدّنيا على اللَّه انّ راس يحيى بن زكريّا اهدى الى بغيّة ( 9 ) من بغايا بني اسرائيل .

--> ( 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . اساس ، وز : او با ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر را . ( 5 ) . اساس ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 169 و 170 . ( 7 ) . آج ، لب : منزل . ( 8 ) . همه نسخه بدلها تا . ( 9 ) . كذا در اساس و ديگر نسخه‌ها ، با تاى تأنيث .